تبليغاتX
یواشکی

یواشکی

دلنوشته ها

فصل انتخاب رشته شده و من گفتم مطلبی در این باره بنویسم شاید چند نفر بخونن و به دردشون بخوره. من رتبه دو رقمی۰ کنکور سراسری بودم و الان دارن تو رشته برق دانششگاه تهران درس میخونم.

میخام یکم این دانشکده رو براتون معرفی کنم. بچه هایی که وارد دانشکده فنی میشن همشون واحد های علوم پایه رو( ریاضی۱و۲-فیزیک ۱و۲- معارف...) در همون دانشگاه معروف با در پنجاه تومنی میگذرونن که بهش میگن پردیس مرکزی. این کلاسا تو امفی تیاتر برگزار میشن. که استاد با ویدئو پروژکتور درس میده اگه به موقع سر کلاس نرسین انقدر از استاد دورین که تقریبا چیزی نمیبینید و اگر قرار باشد همه سر کلاس حاضر باشند یک عده بالاجبار روی زمین باید بنشینند البته این وضعیت فقط هفته اول است چون از هفته دوم به دلیل بازدهی نزدیک به صفر کلاسها و اینکه شما میتوانید به راحتی درس را از کتاب مربوطه بخوانید حدود نیمی از دنشجویان به کلاس نمی ایند. البته اینجا دوران پادشاهی شماست و ایده ال ترین اوقات در دانشجوییتان است. بعد از گذشت یک سال دیگر برای گذراندن واحد های تخصصی به محل دانشکده فنی در امیر اباد(به جز عمران ومهندسی شیمی) نقل مکان میکنید. من از وضعیت سایر دانشکده ها اطلاعی ندارم پس دانشکده برق را برایتان تشریح میکنم:

کل این دانشکده بسیار کوچک ۱۱ کلاس و یک امفی تاتر دارد که تمام دانشجویان لیسانس و فوق لیسانس و دکترای برق و کامپیوتر و فناوری اطلاعات را باید در خود جای دهد(که طبعا نمیتواند) شروع کلاسهای این دانشکده۷:۳۰ دقیقه صبح است و عموما در کلاس جایی برای نشستن نیست

اما اینها که مشکلی نیست با کمی گذشت با کمبود امکانات میشود کنار امد اما به شیوه اموزش بپردازیم:

در این دانشکده اصل بر ازار دانشجو است مگر خلافش ثابت شود. به قول یکی از دوستان امتحانات دانشکده برای این گرفته میشود تا ببینند که دانشجویان چه چیزهایی را یاد نگرفته اند( که ترم های اتی از ان مباحث سوالات بیشتر مطرح کنند)

اگر استاد بفهمد معدل شما پاییین است جوابتان را نمیدهد( کاش میتوانستم اسم این اساتید را بیاورم)

درصد قابل توجهی از دانشجویان این دانشکده قرص اعصاب مصرف میکنند

سطح امتحانات با سطح درس ارایه شده هیچ هماهنگی ندارد

تمامی اساتید فکر میکنند شما در طول ترم فقط همان یک درس را دارید برای همین انقدر از شما کار میکشند که تا حد جنون پیش میروید

یکی از محاسن این دانشکده این است که شبانه روزی است و شما در همه ساعات شبانه روز از کتابخانه و سایت ئانشکده میتوانید استفاده کنید اما بعضی اساتید از این قضیه سو استفاده کرده مثلا میکویند شما تا ۱۲ شب فرصت دارید تمارین را تححویل دهید(اگر ندهید جریمه میشوید) و این باعث میشود شما خیلی وقتها تا پاسی از شب دانشکده بمانید

فضای این دانشکده بسیار سرد بیروح غیر صمیمانه و افسرده است

در نظرسنجی که سال گذشته انجام شد ۹۴٪ دانشجویان برق و کامپیوتر این دانشکده از انتخابشان ناراضی بودند

حالا انتخاب با خودتون

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 19:48  توسط محمد  | 

شما هم از وزن زیاد خود به تنگ امده اید؟؟؟ شما هم هرکار میکنید لاغر نمیشوید؟؟ ما اینجا بهترین رژیم لاغری را به شما معرفی میکنیم:

بند ۲۰۹ زندان اوین. باور نمی کنید؟؟؟ عکسهای محمد علی ابطحی را دیدید؟؟ ۱۸ کیلو در ۴۰ روز. باور نکردنی ترین رژیم غذایی

فقط کافیست یک مقدار مخملی باشید

این رژیم کاملا نرم و مخملی و بدون هرگونه فشار و شکنجه است. شما ۳۰-۴۰ روز هر روز چند ساعت با یک انسان شریف هم صحبت میشوید و او برایتان از مخمل میگوید شما ابتدا زیر بار نمیروید(اگر زیر بار بروید بیش از نیم کیلو جواب نمیدهد) سپس آن انسان مهربان به شما میفهماند که شما چه ادم بدی هستید و شما هر چه بیشتر با این انسان شریف هم صحبت شوید بیشتر وزن کم میکنید.. اتفاقا بعد ار پایان دوره نه تنها لاغر میشوید بلکه ادم خوبی میشوید و حرفای خوب خوب میزنید

(راستش دلم نیومد برای ابطحی عزیز جدی بنویسم)

در ضمن ما نفهمیدیم اتهام متهمین چی بود؟؟؟ اینها که هی از تحولشون حرف زدن پس متهم کی بود؟؟؟ یکی بگه متهم کیه؟؟؟ گناه اینا چیه؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 19:3  توسط محمد  | 

چندتا از جملات دکتر شریعتی رو براتون انتخاب کردم که خیلی شبیه شرایط امروز ماست:

وقتی علی(ع) سر در حلقوم چاه فرو برده و رنج بر باد رفتن کشته خویش و ترس جان گرفتن دروغ و اشرافیت را با خویش میگوید و میداند که زور فریب رنگ میگرداند و جامه تقوی و مذهب میپوشد و قرن ها خلق خدا را خواهد فریفت و نخستین قربانی این استحمار و استثمار نو مردمند

نخستین کسی که بر سرنوشت حسین بزرگ گریست عمرسعد بود

بعد از هر انقلاب بزرگ اشفتگی و هرج ومرج و یا دیکتاتوری پیش می اید که لازم و ملزوم همدیگرند زیرا ریشه کن کردن سریع سنتهای اجتماعی در یک جهش تند انقلابی جامعه را دچار خلا ناگهانی میسازد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 0:5  توسط محمد  | 

میخام تو این پست یک سری مشاهداتم رو قبل از انتخابات بنویسم که همش حقیقیه. قبل از انتخابات هرجا به هرکس میرسیدم به کی رای دادی(و چقدر اعصابم در جریان این مشاهداتم خرد میشد)

از کسایی که پرسیدم کسی رو ندیدم که به رضایی رای بده( شاید جامعه آماری من مشکل داشته)

از بین کسایی که به کروبی رای میدادن خب اکثرا کسایی بودن که به مسائل دانشجویی و حقوق بشر و شعارهای مترقی کروبی اعتقاد داشتن. یکسری هم از کسایی که به احمدی نژاد رای دادن خب اصولگرایان ارزشی بودند. و کسانی هم دلایل منطقی برای رای دادن به موسوی داشتند اما ببینید دلایل جالبی که در زیر براتون میارم:

من به کروبی رای میدم چون دو روز دیگه میمیره و یک هفته تعطیل میشیم( ۲ نفر اینو گفتن)

من کروبی رو اصلح میدونم ولی چون موسوی بیشتر رای داره به موسوی رای میدم(۲۰ الی ۳۰ نفر)

احمدی نژاد دزد نیس دستش با هاشمی تو یک کاسه نیس( عده قابل توجهی اینو گفتن)

من به احمدی نژاد رای میدم چون اگه موسوی رای بیاره عرقخورها به پست و مقام میرسند( یک ادم کم سواد روستایی اینو گفت)

یک روستایی شمالی گفت: ما در هر انتخابات مردان و بزرگان محل جمع میشوند و یک سید را برای رای دادن انتخاب میکنند. ما به موسوی رای میدهیم

به جرات میتونم بگم ۱۰۰٪ راننده تاکسی هایی که سوار ماشینشون شدم به احمدی نژاد رای میدادند

جگرکی محلمون( خیابان طالقاتی تهران) گفت: من احمدی نژادیم چون مادرم در روستاست و احمدی نژاد به روستای ما خیلی رسیدگی کرد( البته من معنی رسیدگی را نمی دانم شاید منظورش همان ۸۰تومن سهام عدالت بود)

من یک درویشم و قطبمان گفته به کروبی رای دهیم

یک نفر گفت من به کروبی رای میدهم چون موسوی بسیجیست

عده زیادی: من موسوی رای میدم چون گشت ارشاد را جمع میکند

دو سه نفر گفتند وقتی قرار است احمدی نژاد باشد من هم پس به او رای میدهم( انگار کل کل گذاشتن که به کی رای بدیم ببینیم اون میاره یا نه)

و دلایل زیادی از این دلایل که من در خاطرم نمانده و یادم رفته وگرنه مینوشتم. فقط نحوه انتخاب کردن مردم فهیممان را ببینیم که عده زیادی اینگونه انتخاب میکنند

اگر به حق بنگریم میبینیم که کروبی و رضایی در این بین حداقل برنامه هایی برای گفتن داشتند اما از دو نفر دیگر کمتر رای میاورند. یعنی دو نفر که روی احساسات مردم مانور میدهند از دو نفری که برنامه ارایه میدهند بیشتر رای میاورند. اینست حکایت جهان سوم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 23:17  توسط محمد  | 

این پست رو برای کسانی مینویسم که هنوز ته دلشون یه خورده مسلمونن و هنوز کارای خیلی ها رو به پای اسلام نذاشتن و البته باید بگم انسان واقعا باید کوته فکر باشه که اعمال یک سری ادم بی سر و پا رو که فقط ادعای مسلمونی دارن به حساب اسلام بذاره. مطمئن باشید اون حزب اللهی که تو قرآن ازش یاد شده زمین تا اسمون با اون حزب اللهی که باتومش رو سر زن حامله فرود میاد فرق داره. ولی این پستم رو تقدیم میکنم به معلم شهید دکتر شریعتی:

چقدر عمیق فهمیده بود اونجا که گفت تشیع سرخ ما رو به تشیع سیاه تبدیل کردند. چقدر عمیق فهمیده بود اونجا که نسبت به دین حکومتی هشدار میداد و چقدر زجر کشیده بود وقتی میدید و میگفت به خدا این عزاداری ها اسلام نیست. روح عزاداری برای زنده کردن روح مبارزه ی حسینیه

من هم امروز میبینم که چقدر مردم نسبت به دین بدبین شدن و از بیدین شدن مردم نگرانم. من هم تنم میلرزه وقتی میبینم هر کسی به خودش اجازه میده حرفهای خودشو به خدا نسبت بده. و چقدر این روزها دلم برای خدا میسوزه

امروز و مخصوصا با این بلایی که در انتخابت و بعد از اون به سر ملت اومد و بلایایی که بعد ازین قراره بیاد به نظر من بر هر کسی واجبه که یک دور کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی دکتر شریعتی رو بخونه. اگه حوصله کتاب خوندن ندارین فقط نامه حضرت امیر به مالک اشتر رو بخونین تا ببینید ۱۴۰۰سال قبل این مرد بزرگی که فردا تولدشه چطور شاگرداشو تربیت میکرده

به امید روزی که ایرانی سربلند داشته باشیم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 0:45  توسط محمد  | 

به عنوان یک جوان اصلاح طلب به دلایل زیر کروبی را به موسوی ترجیح میدهم:

موسوی چرا هیچ برنامه ای نداره؟؟؟ موسوی فقط انتقاد میکنه اما برنامه نداره این انتقادات رو من هم بلدم بکنم اما هیچ وقت نمیرم کاندیدا بشم.

دور و اطرافیان گمنام موسوی چه کسانی هستند؟؟؟ اگر حامیان خاتمی به اردوگاه موسوی نمی امدند موسوی چه میکرد؟؟

ازادی اندیشه با موسوی نمیشه!!! چرا موسوی حاضر نیست با خانواده زندانیان دانشجو دیدار کنه؟؟؟ موسوی درباره ملی مذهبی ها حاضر نیست صحبت کنه؟؟؟ اون مطلب زشت با عنوان تبرئه موسوی از مصدق گرایی چرا در سایت رسمی ایشون منتشر شد؟؟؟ ایا موسوی اصلا در حدی هست که بخواهد درباره مصدق اظهار نظر کنه؟؟؟

موسوی که ملی مذهبی ها را قبول ندارد چگونه میخواهد ساسی مانکن را به عنوان شهروند بپذیرد؟؟؟ کروبی در گفتگوی ویژه شبکه دو از ملی مذهبی ها و مصدق و کاشانی تقدیر کرد

کروبی برنامه اقتصادی داره

کروبی تیم بسیار قوی داره. مهاجرانی و کرباسچی و ....

باز هم بگم؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 23:30  توسط محمد  | 

در میان کمبود شدید برنامه های چالشی تلویزیون فقط دلمون به ۹۰ خوشه البته اونهم با اجرای عادل فردوسی پور. این دولت حتی مسئولین ورزشش که رده پایین ترین مسئولان دولت هستند هم تاب انتقاد ندارند. نمی خوام قضیه رو سیاسی کنم اما چه دلیلی داره تو شبی که قرار بودsmsهای نود رو به رکورد تاریخی و میلیونی برسونیم شبکه پیامک از کار بیفته. ما نود رو انتقادی و با عادل دوس داریم. اصلا کاری نداره اگه اقایون میخوان برنامه باب میلشون باشه مجری رو عوض کنن اون وقت تو همون شب ببینن بینندگان چقدر کم میشن راهش فقط مسابقه اس ام اسه. ما وبلاگ نویسا همه باید از عادل و 90 حمایت کنیم(البته عادل امروز و 90 با همین سبک و سیاق) انشا الله پیام کوتاه هفته بعد رکورد 5 میلیونی رو میزنیم. نه به خاطر فردوسی پور و نه به خاطر نود فقط به خاطر خودمون ومملکتمون. که باید فرهنگ انتقاد پذیری رو یاد بگیریم. شاید در اینده کلمه عادلیسم یا نودیسم وارد اصطلاحات سیاسیمون هم شد

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 11:30  توسط محمد  | 

در سفر استانی دولت به خوزستان اخبار ساعت ۱۴ گفت در جلسه ای که ۶ساعت و نیم طول کشید بیش از ۲۷۵ مصوبه داشت. حالا خودتون حساب کنید. یعنی هر مصوبه حدود ۱دقیقه و ۱۵ ثانیه. واقعا چه دولت پرکاری. هر دقیقه یک مصوبه. حالا این مصوبات چه بلایی میخواد به سر مردم بیاره خدا میدونه.

پی نوشت: خبرنگار کفش پرت کن خوب شد اینکارو کرد وگرنه سیمای مضحک ضرغامی چی میخاست تو اخبارش بگه؟؟

متاسفم برای خودمون که رسانه ملی اینهمه باید برای یک کار احمقانه یک ادم بی فرهنگ اینطور تبلیغ کنه. ما هم با جنایت و ادمکشی و لشکر کشی مخالفیم ولی حمایت از کسی که به سمت رییس جمهور یه مملکت کفش پرت میکنه از اون کارای احمقانه است که فقط از کشورهای جهان سوم بالاخص ایران بر میاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 14:21  توسط محمد  | 

نمودار حالات روحی یک فرد هیچ وقت یک خط ثابت نیست بلکه مثل یک نمودار سینوسی مدام بالا و پایین میرود و این یک امر کاملا طبیعی است و برای تمام افراد ثابت است اما وقتی این نمودار به مقدار پایین خود رسید و در همان حال برای مدتی طولانی ثابت ماند می گوییم فرد افسرده شده اتفاقا افسردگی هم چیز عجیبی نیست و اکثریت انسانها درجات مختلف ان را در طول زندگی تجربه میکنند. اما راههای درمان افسردگی چیست؟؟ معمولا تا 90% افسردگی ها بدون دارو و با درمانهای رفتاری شناختی(cbt) درمان میشوند. اما دلیل افسردگی چیست؟؟؟ معمولا جرقه هر افسردگی با رنده شدن از یک بهشت زده میشود. هرکدام از ما در زندگی بهشتهایی داریم مثل: خانواده خوب، شغل خوب، رابطه عاطفی خوب....

اما چیزی که باید بدانیم اینست که هیچ بهشتی دائمی نیست و نباید خود را همواره در یک بهشت بدانیم و همیشه در انتهای ذهن آمادگی از دست دادنن بهشت را داشته باشیم. به قول قرآن دربرابر چیزی که به شما میدهیم یا از شما میگیریم از خود بی خود نشوید. رانده شدن از هر بهشتی سخت است اما در هر صورت ممکن است اتفاق بیفتد اما اگر با رانده شدن از بهشتی خود را باختیم کار تمام است. باید خرد افسردگی داشت یعنی از هر افسردگی درس گرفت. ناراحت شدن در شرایط بد طبیعی است اما باید بتوانیم این ناراحتی را کنترل کنیم. بسیاری افراد از افسردگی زمین میخورند و بلند نمیشوند اما آنهایی که بلند میشوند معمولا به انسانهای بزرگی تبدیل میشوند. بسیاری از افراد بزرگ تاریخ در زندگی خود سابقه افسردگی دارند. باید از هر افسردگی خردش را بیرون کشید و فهمید که چی شد که اینجوری شد؟؟؟ ازین به بعد باید چهکار کنم؟؟؟

نکته بسیار مهم در داشتن خرد افسردگی قبول کردن این نکته است که هیچ بهشتی دائمی نیست

دوستی میگفت: وقتی سقوط کردی نترس تا قبل ازینکه زمین بخوری فرصت داری بالهایت را مجددا باز کنی

در پست بعدی درباره راههای کنترل افکار منفی مینویسم...

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 11:52  توسط محمد  | 

انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینانش
کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در
طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت.انیشتین سخنرانی مخصوص
به خود را انجام می داد و بیشتر اوقات راننده ش به طور دقیقی آنها را حفظ می کرد
یک روز انیشتین در حالیکه در راه دانشگاه بود با صدای بلند در ماشین پرسید چه
کسی احساس خستگی می کند؟ راننده ش پیشنهاد داد که انها جایشان را عوض
کنند! و او جای انیشتین سخنرانی کند سپس انیشتین به عنوان راننده او را به
خانه بازگرداند! عدم شباهت آنها مسئله خاصی نبود انیشتین تنها در یک دانشگاه
استاد بود و در دانشگاهی که وقتی برای سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت
و نمی توانست او را از راننده اصلی تمییز دهد! او قبول کرد اما کمی تردید در مورد
اینکه اگر پس از سخنرانی سؤالات سختی از راننده ش پرسیده شود او چه پاسخی
خواهد داد در درونش داشت..به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد ولی
تصور انیشتین درست از آب در آمد! دانشجویان در پایان سخنرانی انیشتین جعلی
شروع به مطرح کردن سؤالات خود کردند در این هین راننده باهوش گفت " سؤالات
به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به انها پاسخ گوید!" سپس
انیشتین از میان ْحضار برخاست و به راحتی به سؤالات پاسخ داد به حدی که باعث
شگفتی حضار شد!

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 14:2  توسط محمد  |